الترجمة لامع في العبرية מבריק בהיר נוצץ זוהר.

Translate لامع from arabic to english flamboyant. لامع الترجمة إلى العبرية أمثلة العربية. ألمعَ ألمعي با كياست، با درايت، زرنگ،. تابناک, روشن, درخشان, تابان, افتابي, زرنگ, باهوش.

لامع Translation Into English Examples Arabic.

ألمعَ ألمعي با كياست، با درايت، زرنگ،. خرید اشتراکافزودن واژه افزونه مرورگر. لامع به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی.
لامع translation into english examples arabic.. لغت نمونه های متنی لامع به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی..
ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت همه عربیفارسی. ترجمه لامع به انگلیسی. لامع تابناک، روشن، درخشان، تابان، افتابي، زرنگ، باهوش.
ألمعَ ألمعي با كياست، با درايت، زرنگ،. معنی اسم لامعه در فرهنگ فارسی اسم درخشان، مونث لامع، جمع لوامع، پیش سرکودک که نرم است و جاندانه می‌گویند. 16%
برای مشاهده کامل ترین معنی اسم لامعه کلیک کنید. أظهر المزيد اقتراحات. 29%
English translation of لامع is flamboyant dictionaries. ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت همه عربیفارسی. 55%
معنی لامع دیکشنری عربی به فارسی. A shiny boot indicated that the car would not move until released. معنی اسم لامعه در فرهنگ فارسی عمید لامع.

کلمه‌ی لامع در زبان انگلیسی به Shiny یا Lustrous ترجمه می‌شود.

معنی و ترجمه فارسی به انگلیسی لامع. ترجمه و معنی الألمع در فرهنگ لغت همه عربیفارسی, تابان, باهوش, تابناک بهترین ترجمه های لامع به فارسی هستند.
دیکشنری عربی به فارسی.. لامع الترجمة إلى العبرية أمثلة العربية.. ترجمه لامع به انگلیسی.. برق انداختن و لباس شستن و گردگيري¶ تا همه چيز برق..

لامع تابناک، روشن، درخشان، تابان، افتابي، زرنگ، باهوش.

ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی. نتایج جستجو برای ترجمه فارسی به انگلیسی عبارت لامع در دیکشنری تخصصی ایرانیان دیکشنری ایرانیان یک سرویس رایگان برای یافتن معادل کلمات است, ترجمه و معنی الألمع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی, الترجمة لامع في العبرية מבריק בהיר נוצץ זוהר, Quick quizzes وسّعوا ثروتكم اللّغويّة. معنی اسم لامعه در فرهنگ فارسی اسم درخشان، مونث لامع، جمع لوامع، پیش سرکودک که نرم است و جاندانه می‌گویند.

برق انداختن و لباس شستن و گردگيري¶ تا همه چيز برق. معنی لامع لغت‌نامه دهخدا. Discover meaning translate لامع into other languages, English translation of لامع is flamboyant dictionaries.

brazzers3xx ألمعَ ألمعي با كياست، با درايت، زرنگ،. ترجمه لامع به انگلیسی. خرید اشتراکافزودن واژه افزونه مرورگر. رخشنده لیک سرخی بر رُخی کولامع است بهر آن آمد که جانش قانع است. رخشنده لیک سرخی بر رُخی کولامع است بهر آن آمد که جانش قانع است. xxnx طيز كبيره

xnxxملوك البورن نمونه ترجمه شده جيد بأخذ الطلبات لكن ليس لآمع ↔ باهوش هم نباشي ولي دستورات رو خوب اجرا ميکني. Quick quizzes وسّعوا ثروتكم اللّغويّة. معنی اسم لامعه در فرهنگ فارسی اسم درخشان، مونث لامع، جمع لوامع، پیش سرکودک که نرم است و جاندانه می‌گویند. این واژه به ویژگی درخشان و نورانی بودن سطح یک جسم اشاره دارد که باعث. لامع به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی. xxx انجي الخولي

xxuxxx ترجمه و معنی الألمع در فرهنگ لغت همه عربیفارسی. ترجمه لامع به انگلیسی. المعي روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، دل و روده، احشاء، پر. تابان, باهوش, تابناک بهترین ترجمه های لامع به فارسی هستند. ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت همه عربیفارسی. xxx ليله الدخله

xxx torkya ترجمه و معنی الألمع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی. دیکشنری عربی به فارسی. خرید اشتراکافزودن واژه افزونه مرورگر. Discover meaning, audio pronunciations, synonyms, and sentence examples in both languages with. كان القفل اللامع يعني أن السيارة لن تتحرك حتى يتم تحريرها.

الترجمة لامع في العبرية מבריק בהיר נוצץ זוהר.