ألمعَ ألمعي با كياست، با درايت، زرنگ،. لغت نمونه های متنی لامع به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی. معنی اسم لامعه در فرهنگ فارسی عمید لامع. برای مشاهده کامل ترین معنی اسم لامعه کلیک کنید.
ألمعَ ألمعي با كياست، با درايت، زرنگ،.. برای مشاهده کامل ترین معنی اسم لامعه کلیک کنید.. English translation of لامع is flamboyant dictionaries.. Glossy shiny sparkling brilliant..A shiny boot indicated that the car would not move until released. معنی اسم لامعه در فرهنگ فارسی عمید لامع, Discover meaning translate لامع into other languages. ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی. أظهر المزيد اقتراحات, ترجمه لامع به انگلیسی. لغت نمونه های متنی لامع به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی, معنی و ترجمه فارسی به انگلیسی لامع, معنی لامع لغتنامه دهخدا.
English Translation Of لامع Is Flamboyant Dictionaries.
الترجمة لامع في العبرية מבריק בהיר נוצץ זוהר. لامع الترجمة إلى العبرية أمثلة العربية, دیکشنری عربی به فارسی. خرید اشتراکافزودن واژه افزونه مرورگر.ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی.
| این واژه به ویژگی درخشان و نورانی بودن سطح یک جسم اشاره دارد که باعث. | دیکشنری عربی به فارسی. | کلمهی لامع در زبان انگلیسی به shiny یا lustrous ترجمه میشود. | نتایج جستجو برای ترجمه فارسی به انگلیسی عبارت لامع در دیکشنری تخصصی ایرانیان دیکشنری ایرانیان یک سرویس رایگان برای یافتن معادل کلمات است. |
|---|---|---|---|
| ترجمه لامع به انگلیسی. | ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی. | المعي روده، زه، تنگه، شکم، شکنبه، دل و روده، احشاء، پر. | لامع translation into english examples arabic. |
| لامع تابناک، روشن، درخشان، تابان، افتابي، زرنگ، باهوش. | تابناک, روشن, درخشان, تابان, افتابي, زرنگ, باهوش. | لامع translation into english examples arabic. | Discover meaning, audio pronunciations, synonyms, and sentence examples in both languages with. |
لامع به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی, برق انداختن و لباس شستن و گردگيري¶ تا همه چيز برق. لغت نمونه های متنی لامع به فارسى متن ترجمه شده عربیفارسی.
معنی لامع دیکشنری عربی به فارسی.
يسلط المنظر العلوي للسيارة الضوء. A shiny boot indicated that the car would not move until released. ترجمه و معنی الألمع در فرهنگ لغت همه عربیفارسی. نمونه ترجمه شده جيد بأخذ الطلبات لكن ليس لآمع ↔ باهوش هم نباشي ولي دستورات رو خوب اجرا ميکني. Discover meaning, audio pronunciations, synonyms, and sentence examples in both languages with.
ترجمه و معنی الألمع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی.. ترجمه و معنی لامع در فرهنگ لغت همه عربیفارسی.. Quick quizzes وسّعوا ثروتكم اللّغويّة..
کلمهی لامع در زبان انگلیسی به Shiny یا Lustrous ترجمه میشود.
نتایج جستجو برای ترجمه فارسی به انگلیسی عبارت لامع در دیکشنری تخصصی ایرانیان دیکشنری ایرانیان یک سرویس رایگان برای یافتن معادل کلمات است. الترجمة لامع في العبرية מבריק בהיר נוצץ זוהר, Glossy shiny sparkling brilliant. تابناک, روشن, درخشان, تابان, افتابي, زرنگ, باهوش. Discover meaning translate لامع into other languages. ترجمه و معنی الألمع در فرهنگ لغت عربیفارسی المعانی.
كان القفل اللامع يعني أن السيارة لن تتحرك حتى يتم تحريرها. Translate لامع from arabic to english flamboyant. معنی و ترجمه فارسی به انگلیسی لامع.
رخشنده لیک سرخی بر رُخی کولامع است بهر آن آمد که جانش قانع است. معنی لامع دیکشنری عربی به فارسی. ترجمه لامع به فارسی، فرهنگ لغت عربی. و هي ميگفت عنوان فرعی.
صور كس سودانيات تابان, باهوش, تابناک بهترین ترجمه های لامع به فارسی هستند. تابان, باهوش, تابناک بهترین ترجمه های لامع به فارسی هستند. English translation of لامع is flamboyant dictionaries. Translate لامع from arabic to english flamboyant. الترجمة لامع في العبرية מבריק בהיר נוצץ זוהר. صور عاهره
nhenrai popular Quick quizzes وسّعوا ثروتكم اللّغويّة. ألمعَ ألمعي با كياست، با درايت، زرنگ،. این واژه به ویژگی درخشان و نورانی بودن سطح یک جسم اشاره دارد که باعث. Glossy shiny sparkling brilliant. برق انداختن و لباس شستن و گردگيري¶ تا همه چيز برق. nayanthara sexcelebrity
neethu kitchen tales age wikipedia کلمهی لامع در زبان انگلیسی به shiny یا lustrous ترجمه میشود. نمونه ترجمه شده جيد بأخذ الطلبات لكن ليس لآمع ↔ باهوش هم نباشي ولي دستورات رو خوب اجرا ميکني. معنی لامع لغتنامه دهخدا. کلمهی لامع در زبان انگلیسی به shiny یا lustrous ترجمه میشود. Coruscant ترجمه لامع به انگلیسی است. صور لجروب الاصدقاء مضحكة
صور مثيره جنسيه معنی و ترجمه فارسی به انگلیسی لامع. رخشنده لیک سرخی بر رُخی کولامع است بهر آن آمد که جانش قانع است. این واژه به ویژگی درخشان و نورانی بودن سطح یک جسم اشاره دارد که باعث. معنی اسم لامعه در فرهنگ فارسی عمید لامع. معنی لامع لغتنامه دهخدا.
natalia dyer naked leaked و هي ميگفت عنوان فرعی. نمونه ترجمه شده جيد بأخذ الطلبات لكن ليس لآمع ↔ باهوش هم نباشي ولي دستورات رو خوب اجرا ميکني. أظهر المزيد اقتراحات. English translation of لامع is flamboyant dictionaries. Discover meaning, audio pronunciations, synonyms, and sentence examples in both languages with.